مرتضى راوندى

541

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ياسا رسانند . در نتيجهء اين اقدامات ، دزدان و حاميان آنها بيمناك شده روش قديم را ترك گفتند . علاوه بر اين ، مقرر گرديد كه در سراسر كشور ، در گردنه‌ها و مواضع خطرناك عده‌اى به مراقبت بنشينند و به پاس اين كوشش ، از « هر چهار سر ، درازگوش كه بار بستهء كاروان باشد ، نيم آقچه و به هردو سر شتر ، نيم آقچه به اسم باژ بستانند » و از چهارپايانى كه كالايى ندارند ولى مأكولات و غله حمل مىكنند ، به هيچ عنوان ، چيزى نگيرند . ضمنا براى اطلاع عموم ، مقرر گرديد در هر جا كه لازم است ميلهايى با سنگ و گچ بسازند و لوحى بر آن نصب كنند ، و عدهء راهداران و شرايط ياساق و ميزان باجى كه بازرگانان بايد بپردازند در آن بنويسند تا هيچكس به هيچ عنوان ، زائد بر ميزان معين شده ، مبلغى از كسى نستاند و دزدان خود را مأمور دولت معرفى نكنند . راهداران هر ناحيه مسؤول حفظ امنيت و آسايش آن ناحيه بودند و اگر در حوزهء مسؤوليت راهدارى ، دزدى اتفاق مىافتاد ، هر راهدارى كه به محل دزدى نزديكتر بود مكلف بود بيدرنگ ، دزد و مال مسروقه را تحويل دهد و الا شخصا مسؤول پرداخت خسارات وارده بود . « 1 » شوخى جامى : ظاهرا مأمورين ديوانى از كالاى مسافرين نيز عوارضى مطالبه مىكردند ؛ چنان كه مولانا فخر الدين على كاشفى در لطايف الطوايف دربارهء جامى مىنويسد : « چون ايشان در سفر حجاز به سمنان رسيدند ، راهداران و تمغاچيان ( كسانى كه اجناس را مهر كرده و باج آن مىگيرند ) قافلهء ايشان را بسى تشويش دادند كه شما بعضى از متاعها را از تمغاچيان گريزانيده‌ايد ؛ چه خيال داريد ؟ ما شلوارهاى شما را باز خواهيم جست . ايشان فرمودند آنچه در شلوارهاى ما بيابيد از آن شما . » طمغا : كلمهء تركى يا مغولى طمغا ( تمغا ) در اصطلاح قديم به معنى مهرونشان ديوانى است ، و طمغاجى يا تمغاجى جزو القاب و مناصب مهم دربارى است ، به معنى مهردار سلطنتى و نيز به معنى رئيس راهدارى و مأمور محصل باج ؛ نظير ادارهء گمرك اين زمان ، كه از طرف پادشاه و حاكم وقت از اجناس باج مىگرفت و آن را مهر و نشان مىكرد ؛ علامت اين‌كه مبلغ باج آن پرداخته شده است . و آن مهرونشان را تمغا مىگفتند و احيانا اين كلمه را به معنى خود باج نيز استعمال كرده‌اند . « 2 » ضمنا تمغاجى نام تحصيلدار و مأمور وصول ماليات است و چون نوعا عناصرى ستمگر و جورپيشه بودند ، عبيد زاكانى در « رسالهء تعريفات » خود ، تمغاجى شهر را واجب القتل خوانده است . يكى از اقدامات اساسى حكومتها در دوران امنيت و آرامش ، تسطيح و تأمين راههاى ارتباطى و ساختن پل بر روى رودها و رودخانه و ايجاد سد و بند براى جلوگيرى از طغيان آب رودخانه‌ها بود .

--> ( 1 ) . همان . ص 281 - 287 . ( 2 ) . ر ك : ديوان عثمانى مختارى ، ( حواشى به قلم جلال همائى ) .